خرید بک لینک

Related image

وقتی گونه ام را بوسیدی نگران رد رژ لبت نباش…

زود با انگشت هایت روی رد بوسه ات نکش…

بگذار ردت بماند دختر…

بگذار ردت بماند…

برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:16

لذت دنیا... داشتن کسی ست که دوست داشتن را بلد است. به همین سادگی...! این روزها گفتن دوستت دارم! انقدر ساده است که میشود انرا از هر رهگذری شنید! اما فهمش... یکی از سخت ترین کارهای دنیاست سخت اسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 2:25

همه حسایِ آدما عوض میشه خباگه اونجا که باید تحویلش نگیری سرد میشه از دهن میفته:)تحویلشم بگیری ی جور دیگه...در هر صورت بعدِ یِ مدت دلشونو میزنی به همین قشنگی...بعد دوباره تو میمونیُ تنهایی هزار بارت:)بخدات قسم مدیونی دلت به راه بیاد واسه اینا که فقط بازی با کلماتُ بلدن...اولاش جونمُ چشم از دهنشون نمیفته !ولی وقتی وابستت کردن همینی که هستُ فلانُ بیسار ...ناراحتی نمون چرا موندی زورت کردم مگه؟چی باعث میشه که به این مرحله برسن الله اعلم!!!ولی وقتی به این مرحله گستاخی رسیدن قبل از اینکه دور بندازنتون بذاریدشون ساعت ۹جلو در... only love ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 14:02

میگفت تو افسرده شده ای پسر...! اسمش افسردگی نبود... وقتی یک چیز بزرگ از قلبت خالی میشود و میریزد کف زمین، اول باور نمیکنی... بُهت زده ای... چشمهایت را میبندی و منتظری این کابوس بلاخره تمام شود... وقتی هردفعه چشم باز میکنی و میبینی درست روی همان نقطه ایستاده ای، کم کم قبولش میکنی. خودت میشوی جزئی از کابوس... نقش خودت را بازی میکنی... از آدمها فاصله میگیری... از رابطه ها... از دوست داشتنها... از هرچیزی که یادت بیندازد دقیقا نقطه ی وسط یک کابوسی که قرار نیست تمام شود...آن روزها نمیخواستم به کسی فکر کنم... نمیخواستم باکسی حرف بزنم... هجمه ی عجیبی از تنهایی دورم را گرفته بود و گاه آنقدر بزرگ بود که سرم را از پنجره بیرون می انداختم تا بتوانم نفس بکشم...! 9 ماه گذشت Only Love ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 17:28

لذت دنیا... داشتن کسی ست که دوست داشتن را بلد است. به همین سادگی...! این روزها گفتن دوستت دارم! انقدر ساده است که میشود انرا از هر رهگذری شنید! اما فهمش... یکی از سخت ترین کارهای دنیاست سخت است اما زیبا! زیباست برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی تا بفهمی و بفهمانی... هر دوره گردی لیلی نیست... هر رهگذری مجنون... و تو شریک زندگی هر کسی نخواهی شد! تا بفهمی و بفهمانی... اگر کسی امد و هم نشینت شد در چشمانش باید رد اسمان رد خدا باشد و باید برایش از من گذشت تا به ما رسید... امشب ۲۰شهریور ۹۶ چهارمین سال بودم منو صدف با هم البته از بچگی همو میشناسیم ولی این۴ سال و این تاریخ ؛ تاریخ با هم بودنمونه امیدوارم ی روزی صدف بفهمه چقد دوستش دارم، بفهمه کسی بیشتر از من دوستش نداره صدف برگرده و این عشق سالیان درازی ادامه داشته باشه تهش هم به ازدواج ختم شه و تا آخر عمر کنار هم باشیم SAjjaDAFادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 17:28

یکروز هم چشم باز میکنی و میبینی کسی را که دوست میداشتهای، دیگر دوست نداری و دیگر برایت مهم نیست و اهمیتی ندارد و انگار این دوست داشتن، طلسمی بوده که حالا باطل شده و تو میمانی که این همه عشق و علاقه برای چی بوده و چرا از خواب و خور افتاده بودی؟ میبینی به زندگی برگشتهای و رنگها را دوباره تشخیص میدهی و همهچیز دیگر خاکستری نیست و مزهی غذا را دوست داری و خیلیچیزهای دیگر را دوست داری اما او را دیگر دوست نداری و انگار هیچوقت دوست نداشتهای و سلیقهی موسیقیات برمیگردد و سلیقهی سینماییات برمیگردد و دلات برمیگردد و جانات برمیگردد و نفسات برمیگردد اما آن عشق دیگر هرگز برنمیگردد... Only Love ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 17:28

محرم بودی عجیبی میدهد؛
هم پهلوی شکسته دارد
هم در و دیوار
حتی گوشواره هم دارد
تازه، خیلی جلو بروی
قصه هم دارد...
قصه از سر شروع میشود
تا پایان این داستان سر میچرخد
کجا...
روی نیزه ها
با لبان تشنه
با چاک ،چاک شدن بدنت
با لحظات گریه ی مادرت...
مادری گفت بنی دل ما ریخت بهم


برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 17:28

زخم،کهنه اش بیشتر درد میکندبیشتر میسوزاندجایش که بماند تو را به سالهای دور می بردزخمِ با هم بودنهایتان را می گویم!همان هایی که یک جای سالم در شادی های مشترکتان نمیگذارند،بودن هایی که "شبها" پشت پلکهایتان را داغ میکننداشک می شوند و از گونه هایتان سُر میخورندهمان هایی که با یک تشابه اسمی شما را به هم می ریزند..کاش این بودنها،یا اصلا آغاز نشوند یا همیشه بمانند... 10 ماه بی صدف گذشت...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 17:28

همه حسایِ آدما عوض میشه خباگه اونجا که باید تحویلش نگیری سرد میشه از دهن میفته:)تحویلشم بگیری ی جور دیگه...در هر صورت بعدِ یِ مدت دلشونو میزنی به همین قشنگی...بعد دوباره تو میمونیُ تنهایی هزار بارت:)بخدات قسم مدیونی دلت به راه بیاد واسه اینا که فقط بازی با کلماتُ بلدن...اولاش جونمُ چشم از دهنشون نمیفته !ولی وقتی وابستت کردن همینی که هستُ فلانُ بیسار ...ناراحتی نمون چرا موندی زورت کردم مگه؟چی باعث میشه که به این مرحله برسن الله اعلم!!!ولی وقتی به این مرحله گستاخی رسیدن قبل از اینکه دور بندازنتون بذاریدشون ساعت ۹جلو در... only love ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 17:28

تا به حال شده به نقطه ای برسید که اطرافیانتان بگویند : فلانی ! تو آن فلانیِ سابق نیستی...شده که به عکس های قدیمی تان نگاه کنید و دقیق شوید در لبخندهای واقعی تان ؟بعد پیش خود بگویید یعنی این منم ؟!تا به حال شده تمام فیوریت هایتان رفته رفته از یادتان برود و صدایتان هم در نیاید ؟شده که هی تلاش کنید برای تقویت حافظه تان ولی هیچ چیز از خودتان را به یاد نیاورید؟اگر نشده شما را به خدا یک کاری نکنید که آدمِ دیگری با خودش،با گذشته اش با تمام هویتش بیگانه شود...آدم هایی که با خودشان بیگانه می شوند،یک شب باهمین شمشیرِ بیگانگی و دلتنگی، احساسات و خاطراتشان را سر می برند...و از همه خطرناک تر آدمی ست که نه به احساساتش تعلق دارد و نه روی خاطراتش تملک... Only love ادامه مطلب

برچسب: بیگانگی, نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 17:28

دوس نداشتم این باشم...دوس نداشتم انقد به آدمای زندگیماهمیت بدم در صورتی که خودمواسشون اهمیت نداشتم...دوس نداشتم همیشه منبیشتر از اونیکی دوسش داشته باشم...دوس نداشتم همیشه منبه فکر خراب نشدن رابطه باشم...دوس نداشتم انقدر واسم مهم باشه...دوس نداشتم جلوی کسی رو واسهرفتنش بگیرمدوس نداشتم انقدر خودموبه کسی ثابت کنم...شماها واسم اهمیت داشتید...حرفا و قولایی که بهم میزدینواسم اهمیت داشته...رفاقتُ دوستیتون رو دیدم...ولی دیگه برید به جهنم... شروع یازدهمین ماهی که عشقم رفته و نیامده هنوز منم مث دیوونه ها چشم انتظار او... Only love ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 17:28

فاصله...
عمق رابطه هارو مشخص ميكنه,
بعضي اوقات بزاريد بين خودتون و كسي كه دوست داريد فاصله بيوفته...
اونوقته كه معلوم ميشه چقدر واقعي بوده همه چيز...

شروع دوازدهمین ماهی که رفتی و نیستی...

اهنگ وبلاگ هم عالیه

Only love


برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 17:28

یادم میآید یک سال تمام ، پا روی زمین کوبیدم که من سنجاب میخواهماز من اصرار از مادرم انکار که باید خودت بزرگش کنیها...گفتم باشد،گفت مسئولیت دارد باید قبول کنیها ...!قبول کردم...خرید !از فردای آن روز، صبح زود باید از خواب بیدار میشدم و قبل از خوردن صبحانهی خودم به سنجابم غذا میدادم ...خستهام کرده بود، گاهی حتی زمان صبحانهی خودم را برایش خرج میکردم و خودم گرسنه میماندم ...درک نمیکردم چرا ادامه مطلب

برچسب: همیشه, نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 10:21

شده تقدیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟سالها گیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟پشتِ یک قلبِ به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخشده زنجیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟در میانِ تپشِ آینه پنهان شَوی وروح و تصویرِ کسی باشی و قسمت نشود؟شده در اوجِ جوانی ، با همین ظاهرِ شادتا گلو پیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟شده ازاد و رها باشی و تا عمقِ وجودرام و تسخیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟می شود با همه ی ریشه و رگهایِ تَنتسالها گیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟******** ***********کسی را دارم که آنقدر برایم کسی هست که نگاهم دنبال کسی نیست....و این را هزار بار فریاد میزنم که دیگر کسی به چشمم نمی آید....و هیچ نگاهی دلم را نمیلرزاند.........همه بدانید , ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 7:22

-سلام،کجایی؟+....-من کارم تموم شد دارم میرم خونه+.....-باشه، باشه، ببین خواستم بگم باهمه اینا،بازم دوستت دارم+....-خدافظ تلفنم روکه قطع کردم آهی کشیدم که دلم ریش شد.... پرسید همین؟ کمی ناراحت شده بودم از سوالش....گفت ببخشیدولی خیلی عجیب بود براممگه دوسش نداری؟گوشیم رو گذاشتم تو جیبم،سرم رو انداختم پایین گفتم چرا خیلی...گفت ای بسوزه پدرعشق یک طرفهنگاش کردم وپرسیدم چی؟عشق یک طرفه؟گفت آره دیگه داداش معلومه طرف باهات نیست کهپرسیدم چطورمگه؟گفتم آخه تحویلت نگرفتپرسیدم اگه یه روزی مامانت بابات مریض شن ولشون میکنی؟گفت زبونتو گاز بگیرمشتی،نهپرسیدم واسه چی؟گفت خوب واسم زحمت کشیدن،تروخشکم کردن،بزرگمادامه مطلب

برچسب: جوونه, نویسنده: مریم اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 7:22

صفحه بندی