5 ماه
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:37
شده تقدیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟سالها گیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟پشتِ یک قلبِ به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخشده زنجیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟در میانِ تپشِ آینه پنهان شَوی وروح و تصویرِ کسی باشی و قسمت نشود؟شده در اوجِ جوانی ، با همین ظاهرِ شادتا گلو پیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟شده ازاد و رها باشی و تا عمق
آدمای خاص
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:37
دیدین آدمایی رو کهنمیدونن از زندگی چی میخوان؟؟بلاتکلیفن!!؟؟نمیدونن برن..بمونن!!اذیتشون نکنید...بهشون نگید بی اراده!!اینا پای رفتنشون قویه...ذهنشون فراموشکاره...ولی نمیخوان که برن و فراموش کنن!!هر خاطره شده یه نگین از یه دستبند که به دستشون بسته شده و نمیزاره جایی برن!!واسه اوّلین جایی که رفتن با هم
دست من نیست
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:37
به خدادوست داشتنِ تو دست من نیستخب خودت بگرد ببینمهرت را کجای دلمانداخته ای... "صدفم بیا برگردیم به نقطه ی صفر"
قدر گرفته این دلم ...
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:37
خدایا . میگن امشب شب قدره . میگن امشب تو دفتر تقدیر ها رو میچینی جلوت . یکی یکی مینویسی . بنده هات شب بیدار می مونن . قرآن رو میزارن روی سرشون و قسم ت میدن . گریه میکنن . صدای العفوشون میاد . صدای ببخشیدشون میاد . امید می بندن که تو ببخشی . اون دفتره رو با همه چیز باحال پر کنی . اگر خطا کردن ببخشی .
شب قدر من تویی
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:37
سومین شب قدر هم تموم شد و برای ظهور و سلامتی امام زمان( عج) دعا کردم به بعد هم تو توی این سه شب حرف اول و آخر من با معبودم بودیدلم خیلی برات تنگ شده و داشتن دوباره ات رو از خدا خواستم فقطقرآن روی سرمو به ۱۴ معصوم قسم دادم خدا که تورو بهم بدهاگه خدا جوابمو ندهاگه این۱۴ معصوم واسطه منو خدای خودم نشند
6 ماه گذشت
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:37
سلام خدمت همه ی دوستای گلم خواستم باز یکم چرت و پرت بنویسم البته حرفای دلمه الان دقیقا ۶ ماهه از صدفم خبری ندارم دلم براش خیلی تنگ شده. فردا کنکور داره امیدوارم موفق باشه و ی دانشگاه خوب قبول شه البته نمیدونم میخواد شرکت کنه تو کنکور یا نه ولی میدونم کنکور داره روزا دارن پشت سر هم میگذرن و من ه